صبارةلغتنامه دهخداصبارة. [ ص َ بارْ رَ ] (ع اِ) سختی سرمای زمستان . (منتهی الارب ). سختی سرما. (اقرب الموارد).
صبارةلغتنامه دهخداصبارة. [ ص َ رَ ] (ع اِ) سنگریزها. (منتهی الارب ). سنگ . (اقرب الموارد). || پاره ای از آهن یا سنگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
صبارةلغتنامه دهخداصبارة. [ ص َب ْ با رَ ] (ع ص ، اِ) زمین درشت بلند. (منتهی الارب ). زمین غلیظ مشرف که در آن گیاه نباشد و گیاه نرویاند. (اقرب الموارد).
سبعرةلغتنامه دهخداسبعرة. [ س َ ع َ رَ ] (ع اِمص ) شادمانی ناقه و تیزی آن وقتی که سر برداشته و دم را بر هر دو ران زند در رفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به سبعار و سبعا
صَابِرَةٌفرهنگ واژگان قرآنصبرکننده(کلمه صبر به طور کلي به معناي حبس و نگهداري نفس است در برابر عمل به مقرراتي که عقل و شرع معتبر ميشمارند و يا ترک چيزهايي که عقل و شرع اقتضاء ميکنند که ن
ابوشریحلغتنامه دهخداابوشریح . [ اَ ش ُ رَ ] (اِخ ) صبارةبن مالک . محدّث است و بقیةبن مالک از او روایت کند.