25 فرهنگ

4177 مدخل


صاف

sāf[f]

صف‌کشنده؛ صف‌کشیده.

هموار

۱. پرداخته، صیقلی، لغزنده، نرم، نشو، هموار
۲. تخت، مستوی، مسطح
۳. راست، شق
۴. پاک، پالوده، روشن، زلال
۵. خالص، مروق، ناب
۶. بیآلایش، وضیع ≠ خشن، زبر

broad, even, flat, horizontal, smooth, square, tall, upright, open, plumb, serene