صاغانلغتنامه دهخداصاغان . (اِخ ) قریه ای است به مرو و آن را چاغان نامند. (معجم البلدان ). و رجوع به الانساب سمعانی و ماده ٔ ذیل شود.
صاغانیلغتنامه دهخداصاغانی . (اِخ ) صالح بن یحیی بن بحتر. وی از دودمان امراء مغرب است و در جمع آثار اجداد خویش و تاریخ بلد خود حریص و در اخبار موثق بود. ابن سباط گوید: امیر بزرگ و
صاغانیلغتنامه دهخداصاغانی . (اِخ ) احمدبن عمران ، از مردم صاغان . معلم قرآن بود بر طرف سکه ٔ عماره و از ابوبکر طوسی نوشت . معدنی گوید وی عم ابی علی صاغانی حنفی ، از مردم صغانیان ا
صاغانیلغتنامه دهخداصاغانی . (ص نسبی ) نسبت است به صاغان و آن قریه ای است در مرو نه به صغانیان ، چه نسبت بدان صغانی است و گاه این دو با یکدیگر خلط شوند، چنانکه ابوبکر محمدبن اسحاق
صاغانیلغتنامه دهخداصاغانی . (اِخ ) احمدبن عمران ، از مردم صاغان . معلم قرآن بود بر طرف سکه ٔ عماره و از ابوبکر طوسی نوشت . معدنی گوید وی عم ابی علی صاغانی حنفی ، از مردم صغانیان ا
صاغانیلغتنامه دهخداصاغانی . (ص نسبی ) نسبت است به صاغان و آن قریه ای است در مرو نه به صغانیان ، چه نسبت بدان صغانی است و گاه این دو با یکدیگر خلط شوند، چنانکه ابوبکر محمدبن اسحاق
صاغانیلغتنامه دهخداصاغانی . (اِخ ) صالح بن یحیی بن بحتر. وی از دودمان امراء مغرب است و در جمع آثار اجداد خویش و تاریخ بلد خود حریص و در اخبار موثق بود. ابن سباط گوید: امیر بزرگ و