شیوندهلغتنامه دهخداشیونده . [ شی وَ دَ / دِ ] (نف )مخلوطگشته . || لرزان شده . || برهم زده شده . (ناظم الاطباء). || برهم زننده . آمیزنده . || لرزنده . (فرهنگ فارسی معین ).
شیویدنلغتنامه دهخداشیویدن . [ شی دَ ] (مص ) مخلوط شدن . (ناظم الاطباء). آمیخته شدن . در هم شدن . (فرهنگ فارسی معین ). || آمیختن و مخلوط کردن . (ناظم الاطباء). || لرزیدن . (منتهی ا
شیوندهلغتنامه دهخداشیونده . [ شی وَ دَ / دِ ] (نف )مخلوطگشته . || لرزان شده . || برهم زده شده . (ناظم الاطباء). || برهم زننده . آمیزنده . || لرزنده . (فرهنگ فارسی معین ).
شیویدنلغتنامه دهخداشیویدن . [ شی دَ ] (مص ) مخلوط شدن . (ناظم الاطباء). آمیخته شدن . در هم شدن . (فرهنگ فارسی معین ). || آمیختن و مخلوط کردن . (ناظم الاطباء). || لرزیدن . (منتهی ا