شیوشگانلغتنامه دهخداشیوشگان . [ شی وَ ] (اِخ ) محلی در جانب شرقی کرمان مقابل باغهای زریسف . (یادداشت مؤلف ) : زمینهایی که اکنون به شاهیجان و گازرگاه معروف است از آبی عظیم از منبع
شیوشهلغتنامه دهخداشیوشه . [ ش ُ ش َ / ش ِ ] (اِ) شوشه ٔ طلا و نقره . (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از برهان ). رجوع به شوشه شود. || دنباله ٔ خیار و خربزه و جز آن . (ناظم الاطباء)
شیوشارشgradient flowواژههای مصوب فرهنگستانشارش بیاصطکاک افقی که خطوط همفشار آن با خطوط جریان منطبق است یا شتاب مماسی در هر جای آن صفر است
شیوشگانلغتنامه دهخداشیوشگان . [ شی وَ ] (اِخ ) محلی در جانب شرقی کرمان مقابل باغهای زریسف . (یادداشت مؤلف ) : زمینهایی که اکنون به شاهیجان و گازرگاه معروف است از آبی عظیم از منبع
شیوشهلغتنامه دهخداشیوشه . [ ش ُ ش َ / ش ِ ] (اِ) شوشه ٔ طلا و نقره . (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از برهان ). رجوع به شوشه شود. || دنباله ٔ خیار و خربزه و جز آن . (ناظم الاطباء)
شارش زمینگَردgeostrophic flowواژههای مصوب فرهنگستانشیوشارشی که در آن نیروی کوریولیس دقیقاً با نیروی فشار افقی در تعادل است
شارش چرخگَردcyclostrophic flowواژههای مصوب فرهنگستانشکلی از شیوشارش که در آن شتاب یا نیروی مرکزگرا با نیروی فشار افقی در توازن است
گنبد جبلیهلغتنامه دهخداگنبد جبلیه . [ گُم ْ ب َ دِ ج َ ب َ لی ی َ / ی ِ ](اِخ ) گنبد گبر. بنایی است تاریخی به شکل گنبدی منفرد در دامنه ٔ شیوشگان (سیدحسین فعلی در کرمان ) که به احتمال