شیواییلغتنامه دهخداشیوایی . [ شی ] (حامص ) صفت و حالت و چگونگی شیوا.فصاحت . بلاغت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شیوا شود.
شیداییفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیقراری، دلباختگی، دلدادگی، دلشدگی، شوریدگی، شیفتگی، عاشقی ۲. جنون، دیوانگی
براعتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. شیوایی و فصاحت در کلام.۲. برتری یافتن در علم و فضل یا کمال و جمال. براعت استهلال: (ادبی) در بدیع، آوردن کلمات و عباراتی در دیباچۀ کتاب یا مطلع قصیده که دلالت
جمال الدین قزوینیلغتنامه دهخداجمال الدین قزوینی . [ ج َ لُدْ دی ن ِ ق َ ] (اِخ ) شاعری است از مردم ابهر که اشعار شیوایی دارد. این رباعی ازوست :صبح است بیا بر می گلرنگ زنیم وین شیشه ٔ نام و ن
شیوادختفرهنگ نامها(تلفظ: šivā doxt) (شیوا + دخت = دختر) ، ویژگی دختری که با فصاحت و شیوایی سخن میگوید .