شیر کردنلغتنامه دهخداشیر کردن . [ ک َ دَ ](مص مرکب ) در تداول عامه به معنی تشجیع کردن و برانگیختن است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شیر شدن شود.
جعل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، تقلب کردن، برساختن، آب در شیر کردن، وضع کردن، ساختن فریبدادن
bieldingدیکشنری انگلیسی به فارسیبردباری، شیر کردن، تشجیع کردن، شهامت دادن، شجاع شدن، دفاع کردن، مسکن گزیدن