شیر و خورشیدلغتنامه دهخداشیر و خورشید. [ رُ خوَرْ / خُرْ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) نشان سابق دولت ایران . علامت ایران در قبل از انقلاب اسلامی . شکلی مرکب از شیری که در پنجه ٔ راست شمشیر
شیر و سبخلغتنامه دهخداشیر و سبخ . [ رُ س ِ ب َ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) نابجا و ناموافق و مخالف . (ناظم الاطباء). کنایه از ناساز و مخالف . (آنندراج ) : چه گویم مشتری راکز نحوست سعادت
شیر و شکرلغتنامه دهخداشیر و شکر. [ رُ ش ِ ک َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) شیر مخلوط با شکر. (فرهنگ فارسی معین ). || سخت آمیخته و اختلاطیافته . (یادداشت مؤلف ).- شیر و شکر برآمدن ؛ شیر
شکلاتلغتنامه دهخداشکلات . [ ش ُ ک ُ ] (فرانسوی ،اِ) نوعی شیرینی که با شیر و شکر و کاکائو ساخته شود. (فرهنگ فارسی معین ).
شکلاتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی شیرینی که با شیر، شکر، کاکائو، و افزودنیهای دیگر درست میکنند.
شیر و خورشیدلغتنامه دهخداشیر و خورشید. [ رُ خوَرْ / خُرْ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) نشان سابق دولت ایران . علامت ایران در قبل از انقلاب اسلامی . شکلی مرکب از شیری که در پنجه ٔ راست شمشیر
شیر و سبخلغتنامه دهخداشیر و سبخ . [ رُ س ِ ب َ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) نابجا و ناموافق و مخالف . (ناظم الاطباء). کنایه از ناساز و مخالف . (آنندراج ) : چه گویم مشتری راکز نحوست سعادت