شیر و خورشیدلغتنامه دهخداشیر و خورشید. [ رُ خوَرْ / خُرْ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) نشان سابق دولت ایران . علامت ایران در قبل از انقلاب اسلامی . شکلی مرکب از شیری که در پنجه ٔ راست شمشیر
شیر و سبخلغتنامه دهخداشیر و سبخ . [ رُ س ِ ب َ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) نابجا و ناموافق و مخالف . (ناظم الاطباء). کنایه از ناساز و مخالف . (آنندراج ) : چه گویم مشتری راکز نحوست سعادت
شیر یا خطفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی قمار که بهوسیلۀ سکه که در دو طرف آن شکل شیر و خط است صورت میگیرد.
شیر یا خطلغتنامه دهخداشیر یا خط. [ خ َطط / خ َ ] (اِ مرکب ) قسمی بازی دونفری با پول ، و آن چنانست که یکی از دو نفر سکه ای که بر یک سو نقش شیرو بر سوی دیگر نقش دیگر دارد در دست گیرد و
خطلغتنامه دهخداخط. [ خ َطط ] (ع مص ) گائیدن زن رابجماع خط. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). منه : خط المراءة خطا. (منتهی الارب ). || کم و اندک خوردن . (منتهی
معزالاسلاملغتنامه دهخدامعزالاسلام . [ م ُ ع ِزْ زُل ْ اِ ] (اِخ ) نجیب الدین ابوبکر ترمذی خطاط بنقل لباب الالباب از فضلای بعد از دوره ٔ سلطان سنجر بوده است که شعری مطبوع می سرود و درج
پلنگلغتنامه دهخداپلنگ . [ پ َ ل َ ] (اِ) جانوری است از رده ٔ پستانداران از راسته ٔ گوشتخواران جزو تیره ٔ گربه سانان با خالهای سیاه روی پوست و گونه های متعدد. گویند که دشمن شیر ا