شیر مردانلغتنامه دهخداشیر مردان . [ رِ م َ ] (اِخ ) لقب علی علیه السلام . شیر خدا. اسداﷲ الغالب . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شیر خدا شود.
خارجی شکللغتنامه دهخداخارجی شکل . [ رِ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) کسی که شکل و ترکیب خارجی دارد. کسی که مذهب خارجی دارد : اولا لشکر آن مرتضی که باشند شیر مردان ... نه مشتی اموی طبع، مروان
مروانیلغتنامه دهخدامروانی . [ م َرْ ] (ص نسبی ) منسوب است به مروان بن حکم . (از الانساب سمعانی ).- مروانی رنگ ؛ چون مروان . دارای صفاتی چون صفات مروان : اولاً لشکر آل مرتضی که با
سلحفاتلغتنامه دهخداسلحفات . [ س ُ ل َ ] (ع اِ) باخه . (غیاث ) (دهار). کشف ماده . ج ، سلاحف . (مهذب الاسماء) (آنندراج ).سنگ پشت و لاک پشت و باخه . (ناظم الاطباء) : چون زبانی اندر آ
پیوستگانلغتنامه دهخداپیوستگان . [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ] (ص ، اِ) ج ِ پیوسته . رجوع به پیوسته شود. || پیوند و اقرباء. خویشان . قوم و خویشان : عبدالجبار را کشتند با دو پسر و عم زاد
پاسبانیلغتنامه دهخداپاسبانی .(حامص مرکب ) نگاهبانی . نگهبانی . حراست : به بیشی چرا شادمانی کنم بدین خواسته پاسبانی کنم . فردوسی .بدرویش بر مهربانی کنم بپرمایه بر، پاسبانی کنم . فرد