شیرآبلغتنامه دهخداشیرآب . (اِ مرکب ) شیرِ آب . شیر. شیرابه . شیر و لوله ای که آب از آن جریان یابد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شیر شود. || در اصطلاح رختشویان ، آب کم : شیرآب یا شیر
شیر آبیلغتنامه دهخداشیر آبی . [ رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از نهنگ است . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). || تمساح . (ناظم الاطباء). رجوع به تمساح شود.