شیرخوانلغتنامه دهخداشیرخوان . [ خوا / خا] (اِخ ) نام جایی که فریدون در آنجا بر ضحاک غالب آمد. (از فرهنگ لغات ولف ) (ناظم الاطباء) : همی راندازین گونه تا شیرخوان جهان را چو این بشنو
ضحاکلغتنامه دهخداضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) بیوراسب . بیوراسف . اژی دهاک . اژدهاک . اژدها. (فردوسی ). اژدهافش . اژدهادوش . (فردوسی )... ماردوش . پادشاه داستانی که پس از جمشید ب