شیرجۀ قدرتیpower diveواژههای مصوب فرهنگستانشیرجۀ تندی که با بهرهگیری از قدرت زیاد موتورهای هواگرد برای افزایش سرعت صورت میگیرد
شیرجۀ هماهنگsynchronized divingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از مواد شیرجه که در آن دو شیرجهرو همزمان شیرجه میروند
شیرج محله ٔ بزرگلغتنامه دهخداشیرج محله ٔ بزرگ . [ رَ م َ ح َل ْ ل ِ ی ِ ب ُ زُ ] (اِخ ) دهی است جزء شهرستان تنکابن . سکنه ٔ آن 360 تن . آب آن از رودخانه و چشمه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج
شیرج محله ٔ کوچکلغتنامه دهخداشیرج محله ٔکوچک . [ رَ م َ ح َل ْ ل ِ ی ِ چ َ / چ ِ ] (اِخ ) دهی است جزء شهرستان تنکابن . سکنه ٔ آن 140 تن . آب آن از رودخانه و چشمه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران
پنگوئنیانSpheniscidaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای دریایی از راستۀ پنگوئنسانان که فاقد قدرت پرواز هستند و بدنی ساده دارند که برای شیرجه زدن و شنا در زیر آب سازش یافته است
وشمگیرلغتنامه دهخداوشمگیر. [ وُ ] (اِخ ) ابن زیار (323-357 هَ . ق .). از ملوک دیالمه ٔ آل زیار. پس از قتل مرداویج سپاهیان گیل و دیلم با او بیعت کردند. نصربن احمد چون خبر قتل مرداو
شیرجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت شیرجه، غواصی، غوطهوری، غرق، غوطه پایین رفتن، سقوط شیرجۀ هوایی، هوانوردی فروبردن درآب، ارتماس، تعمید، استغراق