شیدوشلغتنامه دهخداشیدوش . (اِخ )پسر گودرز و برادر گیو. (از برهان ) (از جهانگیری ) (از انجمن آرا). نام پسر گودرز، یکی از پهلوانان ایرانی . (از فهرست ولف ). پسر گودرز کشواد. (مجمل
شیدوشفرهنگ نامها(تلفظ: šidvaš) (شید = خورشید + وش (پسوند شباهت)) ، مثل آفتاب ، چون خورشید ، درخشان ، نورانی؛ (در شاهنامه) ، پهلوان ایرانی پسر گودرز و از سران سپاه ایران در پادش
گستهملغتنامه دهخداگستهم . [ گ ُ ت َ هََ / گ ُ ت َ ] (اِخ ) نام پسر گژدهم نیز هست و او یکی از پهلوانان ایران بود. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ) : چو گودرز و چون طوس و گیو دلیرچو
شیرویهلغتنامه دهخداشیرویه . [ رو ی َ ] (اِخ ) نام پهلوانی معاصر با فریدون . (فرهنگ لغات ولف ). شیروی : به یک دست شیدوش جنگی به پای چوشیرویه شیراوژن رهنمای .فردوسی .
گشوادفرهنگ نامها(تلفظ: gašvād) (= کشواد) ، به معنی دارای بیان شیوا و فصیح است ؛ (در اعلام) نام دلاوری ایرانی است که در خانهی قارن کاوه با شیدوَش و قارَن همداستان گشت تا در پی
بهراملغتنامه دهخدابهرام . [ ب َ ] (اِخ ) نام پهلوان ایرانی در زمان کاوس . پسر گودرز. (ولف ) : چو گودرز و چون طوس وگیو دلیرچو گستهم و شیدوش و بهرام شیر. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج
فروغیلغتنامه دهخدافروغی . [ ف ُ ] (اِخ ) ابوالحسن ... فرزند محمدحسین ذکاءالملک اصفهانی است . ابوالحسن در سال 1301 هَ . ق . در تهران متولد شد و پس از تحصیل علوم قدیمه و جدیده به ت