شیادیلغتنامه دهخداشیادی . [ ش َی ْ یا ] (حامص ) از لغات مولده . مکاری و چاپلوسی . (ناظم الاطباء). چاپلوسی . || عمل و حالت شیاد. حیله گری . مکاری . (فرهنگ فارسی معین ). حیله بازی
شادیفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابتهاج، انبساط، بهجت، خرمی، خوشحالی، سرور، شادمانی، فرح، مسرت، نزهت، نشاط ۲. جشن، طرب، عشرت، عیش ۳. بوزینه، میمون ≠ اندوه، غم
مفتعلیلغتنامه دهخدامفتعلی . [ م ُ ت َ ع ِ ](حامص ) شیادی . مزوری . فریبکاری . مکاری : بفریباندهر روز دلم را ز سخن آن سراپای فریبندگی و مفتعلی . فرخی .بیرون برد از سر بدان مفتعلی ش
نامردیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات گری، شیادی، نارو، گول زدن، حقه، مکر، حیله، نیرنگ، فریب، قانونشکنی ناجوانمردی بیحمیتی، بیغیرتی