شکفرهنگ مترادف و متضاد۱. تذبذب، تردد، تردید، دودلی، ریب، ریبت، شبهه ۲. بدگمانی، سوءظن ۳. احتمال، اشکال، ظن، وسواس ≠ یقین
شکدیکشنری فارسی به انگلیسیdiscredit, distrust, doubt, dubiety, incertitude, mistrust, question, scruple, suspicion, uncertainty
شکلغتنامه دهخداشک . [ ش َ ] (اِ) (مأخوذ از زند و پازند) گمان و ظن و شبهه . (از برهان ) (ناظم الاطباء).
skepticismدیکشنری انگلیسی به فارسیشک و تردید، تردید، شک، شک گرایی، فلسفه شکاکی وبدبینی، انتقاد مضر و از روی بدبینی