32 مدخل
lousy, verminous
آلوده به شپش
رديء
lousiness
شپشو
شپشو، کسى که بدنش داراى شپش باشد.
شپشو , کثيف , چرکين , اکبيري , نکبت , پست
دندانه دار، شپشو، شپش وار
غم انگیز، شپشو، کثیف، چرکین، پست، اکبیر