شپشلغتنامه دهخداشپش . [ ش ِ پ ِ ] (اِ) جانوری است معروف . (برهان ). جانور کوچک خونخوار که در بدن انسان تولید شود و از مکیدن خون زندگی میکند. (فرهنگ نظام ). قمل . یک قسم جانورکی
شپشگویش خلخالاَسکِستانی: əsbəj دِروی: əsbəj شالی: səbəj کَجَلی: esbej/ əsbəj کَرنَقی: səbəj کَرینی: səbəj کُلوری: əsbəj گیلَوانی: səbəj لِردی: səbəj
شپشگویش کرمانشاهکلهری: šeš گورانی: šeš سنجابی: šeš کولیایی: šeš زنگنهای: šeš جلالوندی: šeš زولهای: šeš کاکاوندی: šeš هوزمانوندی: šeš
شپشفرهنگ انتشارات معین(ش پِ) [ په . ] (اِ.) = اشپش : حشره ای از راستة نیم بالان که به علت زندگی انگلی فاقد بال شده و حامل میکروب برخی از امراض از قبایل تب زرد و تیفوس و غیره می باشد