شَرَحَفرهنگ واژگان قرآنبسط داد - گشود (کلمه شرح به معناي بسط و وسعت دادن واصل اين کلمه به معناي پهن کردن و بسط دادن گوشت و امثال آن است)
شرحدیکشنری فارسی به انگلیسیaccount, definition, depiction, description, explanation, history, narration, portrayal, recital, relation, rider
شرحلغتنامه دهخداشرح . [ ش َ ] (ع مص ) گوشت را به قطعات بلند بریدن . (از اقرب الموارد). قطع کردن گوشت را از عضو یا قطع کردن گوشت را از استخوان مانند شرّح . (از تاج العروس ). شرح
تَفْصِيلَفرهنگ واژگان قرآنشرح و توضيح - مفصّل بيان کردن (تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبه