شوکانلغتنامه دهخداشوکان . [ ش َ ] (اِخ ) شهرکی است از ناحیه ٔ خابران بین سرخس و ابیورد. (از معجم البلدان ) (منتهی الارب ). شهری است میان سرخس و ابیورد، از آن شهر است عتیق بن محمد
شوکانیلغتنامه دهخداشوکانی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب است به شوکان که شهرکی است میان ابیورد و سرخس . (از انساب سمعانی ). رجوع به شوکان شود.
علی شوکانیلغتنامه دهخداعلی شوکانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمدبن علی بن عبداﷲ یمنی صنعانی حنبلی . مشهور به ابن شوکانی . وی پیش از سال 1250 هَ . ق . درگذشته است .او
شوکانیلغتنامه دهخداشوکانی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب است به شوکان که شهرکی است میان ابیورد و سرخس . (از انساب سمعانی ). رجوع به شوکان شود.
علی شوکانیلغتنامه دهخداعلی شوکانی . [ ع َ ی ِ ش َ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن محمدبن علی بن عبداﷲ یمنی صنعانی حنبلی . مشهور به ابن شوکانی . وی پیش از سال 1250 هَ . ق . درگذشته است .او
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن شوکانی . علی بن محمدبن علی بن محمدبن علی بن عبداﷲ یمنی صنعانی حنبلی ، مشهور به ابن شوکانی . رجوع به علی شوکانی (ابن محمد بن علی بن محمد
ابوالعلاءلغتنامه دهخداابوالعلاء. [ اَ ب ُ ل ع َ ] (اِخ ) عبیس بن محمدبن عبیس شوکانی . از مردم شوکان ، شهری میان سرخس و ابی ورد. رجوع به عبیس ... شود.
صالحلغتنامه دهخداصالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن مهدی مقبلی یمانی . وی مذهب زیدیان داشت ، سپس ترک آن بگفت . امام شوکانی به اجتهاد وی گواهی داده است و بسال 1108 هَ . ق . درگذشت . او را