شورافرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ، انجمن، مجلس، هیئت، مجمع، محفل، میزگرد، کمیته، کمیسیون شورای شهر، انجمن اولیا و مربیان کنفرانس جامعه، جماعت گروه کاری، پانل
شورافرهنگ انتشارات معین(شُ) [ ع . شوری ' ] 1 - (اِمص .) مشورت . 2 - (اِ.) هیئتی که برای مشورت کردن جمع می شوند.
شورافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کنکاش؛ مشورت.۲. (اسم) چهلودومین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۵۳ آیه؛ حم؛ عسق.