شوتلغتنامه دهخداشوت . (انگلیسی ، اِ) در اصطلاح بازی فوتبال ، ضربه ٔ سریع و تند به توپ و شوت کردن ، فرستادن توپ است باضربه ٔ تند و محکم به سوی دروازه . توپ تیزی که بازیکن با پا
شوتلغتنامه دهخداشوت . [ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه خوی به ماکو میان پالاتوکن و قزل داغ در 9800متری خوی . (یادداشت مؤلف ).
شوتلغتنامه دهخداشوت . [ ش ِ وِ ] (اِ) شِوِد. شِبِت . شبث . نام گیاهی است . رجوع به مترادفات کلمه شود.
شوتفرهنگ انتشارات معین[ انگ . ] (اِ.) 1 - ضربه ، پرتاب ، شلیک (فره ). 2 - (عا.) پرت ، بی خبر، نادان . ؛ ~زباله روشی برای دفع زباله در برج های مسکونی .
شوطلغتنامه دهخداشوط. (اِخ ) دهی از دهستان چای باسار بخش پلدشت شهرستان ماکو است و 1010 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
شوطلغتنامه دهخداشوط. [ ش َ ] (ع اِ)شوط بَراح ؛ شغال . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || شوط باطل ؛ گرد آفتاب که از روزن خانه نماید، لغتی است در سین مهمله یعنی سوط. (منتهی ال