شوارعلغتنامه دهخداشوارع . [ ش َ رِ ] (ع اِ) ج ِ شارع . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار). شاهراه ها. راههای بزرگ و راههای راست . (غیاث اللغات ) : یک روز از ایام این محنت چه
شارعلغتنامه دهخداشارع . [ رِ ] (اِخ ) کوهی است از کوههای دهناء. ذوالرمة و متمم بن نویره (در مرثیه ٔبرادرش مالک ) از آن یاد کرده اند. (معجم البلدان ).
شارعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [جمع: شَوارِع] راه بزرگ؛ شاهراه؛ راه راست؛ خیابان.۲. (صفت) صاحب شرع؛ راهنما. شارع عام: راه و کوچهای که همهکس از آن عبور کنند. شارع مقدس: پیغمبر اسلام.
شارع الاعظملغتنامه دهخداشارع الاعظم . [ رِ عُل ْ اَ ظَ ] (اِخ ) نام شارعی از شوارع بغداد. رجوع به الوزراء والکتاب ص 236 و اخبار الراضی باﷲ و المتقی لله ص 207 شود.
شارع الغامشلغتنامه دهخداشارع الغامش . [ رِ عُل ْ م ِ] (اِخ ) نام یکی از شوارع بغداد. (معجم البلدان ).
هورستارلغتنامه دهخداهورستار. [ رِ ] (اِ) دستور و موبد و هیربد را گویند و اینان در آئین پارسیان به محافظت شوارع شریعت و حراست حدود دانش و حکمت می پردازند. (از آنندراج ). در انجمن آر