شهیدلغتنامه دهخداشهید. [ ش َ ] (اِخ ) لقب الب ارسلان : اما بعهد سلطان شهید آلپ ارسلان چون میان پارس و کرمان حد مینهادند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 121).
شهیدلغتنامه دهخداشهید. [ ش َ ] (اِخ ) (امیر...) لقبی است که به احمدبن اسماعیل سامانی داده اند : امیر خراسان شد [ احمدبن اسماعیل سامانی ] و او را امیر شهید خوانند... جماعتی از غل
شَهِيدٌفرهنگ واژگان قرآنهميشه شاهد - هميشه گواه - مشاهده شده (صفت مشبهه گاهي به معناي اسم فاعل ميآيد ، و گاهي به معناي اسم مفعول مثلاً در عبارت "سَنُرِيهِمْ ءَايَاتِنَا فِي ﭐلْئَافَاقِ
شَهِيدٌفرهنگ واژگان قرآنهميشه شاهد - هميشه گواه - مشاهده شده (صفت مشبهه گاهي به معناي اسم فاعل ميآيد ، و گاهي به معناي اسم مفعول مثلاً در عبارت "سَنُرِيهِمْ ءَايَاتِنَا فِي ﭐلْئَافَاقِ