شهریهلغتنامه دهخداشهریه . [ ش َ ری ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) بمعنی ماه . یعنی مشاهره . سرماهی . ماهانه . ماهیانه . مقرری که هر ماه یک بار پرداخته شود. (یادداشت مؤلف ).- شهریه ٔ مد
شهریهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. هزینۀ استفاده از خدمات یک مؤسسه برای یک دورۀ معیّن.۲. اجرت و حقوق ماهیانه.
شهریةلغتنامه دهخداشهریة.[ ش َ ری ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) نوعی از اسب تاتاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، شهاری . (اقرب الموارد). || مؤنث شهری . (یادداشت مؤلف ).
شهره ٔ آفاقلغتنامه دهخداشهره ٔ آفاق . [ ش ُ رَ ی ِ ] (اِخ ) نام شاعری باستانی و از شعر او در لغت نامه ٔ اسدی شاهد آمده است و از این قرار از شاعران قرن چهارم یا اوایل قرن پنجم هجری است
شهریةلغتنامه دهخداشهریة.[ ش َ ری ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) نوعی از اسب تاتاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، شهاری . (اقرب الموارد). || مؤنث شهری . (یادداشت مؤلف ).