شهرورازلغتنامه دهخداشهروراز. [ ش َ وُ ] (اِخ ) شهربراز. فرخان . یکی از سرداران اواخر دوره ٔ ساسانی که او را «رومیزان » میگفتند و لقب او شهروراز بود. وی درزمان خسرو بلاد شام و بیت ا
شهرویازلغتنامه دهخداشهرویاز. [ ش َ رو ] (اِخ ) اسم قدیمی شهر سلطانیه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به سلطانیه و تاریخ رشیدی ص 146 شود.
شهربرازلغتنامه دهخداشهربراز. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) شهروراز. (فرهنگ فارسی معین ). نام او فرخان . فرمانده ایرانی که در زمان خسرو پرویز باروم جنگید و مصر را در سال 616 م . تسخیر کرد. (یا
شهربرازلغتنامه دهخداشهربراز. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) شهروراز. (فرهنگ فارسی معین ). نام او فرخان . فرمانده ایرانی که در زمان خسرو پرویز باروم جنگید و مصر را در سال 616 م . تسخیر کرد. (یا
شهریار ساسانیلغتنامه دهخداشهریار ساسانی . [ ش َ ریا رِ ] (اِخ ) لقب شهروراز (629 م .) سردار ساسانی . رجوع به شهروراز و ساسانیان شود.
زاذان فرخلغتنامه دهخدازاذان فرخ . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) یکی از بزرگان ایران به هنگام انقراض دولت ساسانی بود و با دستیاری پوس فرخ و دو برادرش ، قیام ایرانیان را علیه شهروراز، سردار معرو
فرخانلغتنامه دهخدافرخان . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) یکی از سرداران خسروپرویزاست . وی ملقب به شهروراز (گراز کشور) بود. او را رومِزان هم می گفتند. این سردار بلاد عظیم شام و بیت المقدس را
اردشیر سوملغتنامه دهخدااردشیر سوم . [ اَ دَ / دِ رِ س ِوْ وُ ] (اِخ ) (ساسانی ). پس از مرگ شیرویه (کواذ دوم ) پسر او را که طفلی خردسال بود بنام اردشیر سوم بر تخت نشاندند و خوانسالاریا