شهربابکیلغتنامه دهخداشهربابکی . [ ش َ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به شهربابک . || قسمی از فیروزه . (ناظم الاطباء).
شهربابکلغتنامه دهخداشهربابک . [ ش َ ب َ ] (اِخ ) شهری که به بابک پدر اردشیر مؤسس سلسله ٔ سلاطین ساسانی منسوب است و از توابع کرمان شمرده شده و هنوز باقی است . اصطخری و مقدسی و دیگر
بابکلغتنامه دهخدابابک . [ ب َ ] (اِ مصغر) پرورنده و پدر را گویند.(برهان ) (انجمن آرا). به معنی پدر بود : یکبار طبع آدمیان گیر و مردمان گر آدمست بابت وفرزند بابکی . (فرهنگ اسدی چ
شهربابکلغتنامه دهخداشهربابک . [ ش َ ب َ ] (اِخ ) شهری که به بابک پدر اردشیر مؤسس سلسله ٔ سلاطین ساسانی منسوب است و از توابع کرمان شمرده شده و هنوز باقی است . اصطخری و مقدسی و دیگر