شهابسنگmeteoriteواژههای مصوب فرهنگستانتکهسنگ باقیمانده از شهابواره که پس از سوختن در جوّ به زمین رسیده باشد
گسل حلقویring faultواژههای مصوب فرهنگستانگسلی مدور که بهدنبال فرونشست کالدرایی(cauldron subsidence) یا گنبدهای نمکی (diapris) یا برخورد شهابسنگها به وجود میآید
فراوانیabundanceواژههای مصوب فرهنگستان[زمینشناسی] غلظت میانگین یک عنصر در مخزنی زمینشیمایی؛ برای نمونه، فراوانی نیکل در شهابسنگها [فیزیک] شمار هر یک از ایزوتوپها در یکعنصر
سنگدوستlithophileواژههای مصوب فرهنگستانعنصری که بیشتر در فاز سیلیکاتی شهابسنگها جمع شود تا در فازهای فلزی یا سولفیدی؛ این گونه عناصر در پوستۀ سیلیکاتی زمین متمرکز میشوند
دگرگونی برخوردیimpact metamorphismواژههای مصوب فرهنگستاندگرگونی سنگها یا کانیها براثر عبور یک موج ضربهای ناشی از برخورد یک شهابسنگ به سطح زمین