شنونلغتنامه دهخداشنون . [ ش َ ] (ع ص ) فربه . || لاغر. از لغات اضداد است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || اشتر بمیان نزار و فربه .(مهذب الاسماء). شتر نه فربه نه لاغر. (منت
شنونتنلغتنامه دهخداشنونتن . [ ش َ نو ن ِ ت َ ] (هزوارش ، مص ) بلغت زند و پازند بمعنی نوشتن باشد و «شنونمی » یعنی «نویسم » و «شنونید» یعنی «بنویسید». (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج