شناگرلغتنامه دهخداشناگر. [ ش ِ گ َ ] (ص مرکب ) آشناگر. آشناور. شناور. شنوگر. آب ورز. سباح . آب باز. شناکننده . او که شنا کند. (یادداشت مؤلف ). کسی که در آب شنا کند. آب آشنا.- ام
پای شناگرnatatorial leg, nectopodواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پا در حشرات که برای شنا کردن سازگاری یافته است