شیانیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی مسکوک زر و سیم که در خراسان رایج بوده: ◻︎ بهاندازۀ لشکر او نبودی / گر از خاک و از گل زدندی شیانی (فرخی: ۳۹۳).
شخانیدنلغتنامه دهخداشخانیدن . [ ش َ دَ ] (مص ) سبب خیره شدن . (ناظم الاطباء). || شخاییدن . شخاوان . (از فرهنگ رشیدی ).
شانیلغتنامه دهخداشانی . (ص نسبی ) منسوب به شان است که صورتی از شأن باشد بمعنی مرتبه و قدر. (فرهنگ نظام ).