شمیلاواژهنامه آزاد"شَمیلا " یا "شُمیلا" به دو معنای "بادی که از شمال میوزد" و "قلب شده ی "سمیرا "آمده بود" ...
شمیلافرهنگ نامها(تلفظ: šomilā) قلب شدهی [پدیده آوایی در زبان مثل : دیوار و دیوال] شُمیرا . ← شُمیرا و سمیرا.
شمالاًلغتنامه دهخداشمالاً. [ ش َ / ش ِ لَن ْ ] (ع ق ) مقابل جنوباً. از سمت شمال . از طرف شمال . حد شمالی : شمالاً به زمین فروشنده محدود است . (یادداشت مؤلف ).
شمولاًلغتنامه دهخداشمولاً. [ ش ُ لَن ْ ] (ع ق ) به تبع و به پیروی دیگران .- شمولاً و استقلالاً ؛ استقلالاً کنایه از کردن کاری به ذات خود بی اتباع و رفاقت دیگران و شمولاً، یعنی بال
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) احمد کسروی درباره ٔ کلمه ٔ شمیران آرد: شمیران که خود نام چند دز و آبادی است و همچنین سمیرم که دزی استوار میانه ٔ سپاهان و فارس بود
ابومنصورلغتنامه دهخداابومنصور. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن عبدالرزاق طوسی . از بزرگزادگان طوس . او در حدود 335 هَ . ق . یا کمی پیش از آن از جانب ابوعلی احمدبن محمدبن مظفربن محتاج چغانی سپ
شمالاًلغتنامه دهخداشمالاً. [ ش َ / ش ِ لَن ْ ] (ع ق ) مقابل جنوباً. از سمت شمال . از طرف شمال . حد شمالی : شمالاً به زمین فروشنده محدود است . (یادداشت مؤلف ).
شمولاًلغتنامه دهخداشمولاً. [ ش ُ لَن ْ ] (ع ق ) به تبع و به پیروی دیگران .- شمولاً و استقلالاً ؛ استقلالاً کنایه از کردن کاری به ذات خود بی اتباع و رفاقت دیگران و شمولاً، یعنی بال