شمیرانیلغتنامه دهخداشمیرانی . [ ش َ ] (اِخ ) ابوالمظفر محمدبن عباس ... شمیرانی شاوانی . از راویان است و از ابوبکر احمدبن ... نسوی الحافظ خبر شنید و ابوجعفرمحمدبن ابی علی همدانی و ج
شمیرانیلغتنامه دهخداشمیرانی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب است به شمیران که دیهی است در هشت فرسخی مرو. (از انساب سمعانی ).
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از قنوات شهر تهران ، در سمت شمال است و مقدار آب آن سه سنگ و مسافت مادرچاه تا شهر 3 فرسنگ است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 363).
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ] (اِخ ) قصبه ٔ ولایت طارم است و به کنارشهر قلعه ای بلند بنیادش بر سنگ خاره نهاده است و سه دیوار بر گرد او کشیده و کاریزی بمیان قلعه فروبرده تا کنار
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ ] (اِخ ) شمیران شاه . نام پادشاه هرات در زمان جمشید، و در نوروزنامه آمده که شراب را اول بار او شناخته است و فردوسی از زبان بهرام گور گوید : ز ماد
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ ] (اِخ ) نام ناحیه ای در جانب شمال ولایت هرات . (ناظم الاطباء). دهی است به مرو. (منتهی الارب ). دیهی بود در هشت فرسخی مرو که غزها ویرانش کردند و
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ ] (اِخ ) نام ناحیه ای در جانب شمال ولایت هرات . (ناظم الاطباء). دهی است به مرو. (منتهی الارب ). دیهی بود در هشت فرسخی مرو که غزها ویرانش کردند و
خانه روبلغتنامه دهخداخانه روب . [ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب مرخم )روبنده و پاک کننده ٔ خانه . تمیزکننده ٔ خانه . || خانه برانداز. خانه کن . مبذر. متلف : زن بچشم تو گرچه خوب شودزشت باشد چ
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ش َ ] (اِخ ) نام یکی از قنوات شهر تهران ، در سمت شمال است و مقدار آب آن سه سنگ و مسافت مادرچاه تا شهر 3 فرسنگ است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 363).
شمیرانلغتنامه دهخداشمیران . [ ] (اِخ ) قصبه ٔ ولایت طارم است و به کنارشهر قلعه ای بلند بنیادش بر سنگ خاره نهاده است و سه دیوار بر گرد او کشیده و کاریزی بمیان قلعه فروبرده تا کنار