شلیملغتنامه دهخداشلیم . [ ش َ ] (اِ) نام دارویی که شلمک نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به شلمک شود.
شلیم جارانلغتنامه دهخداشلیم جاران . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 186 تن . آب آن از رودخانه . صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیای
شلیم جارانلغتنامه دهخداشلیم جاران . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 186 تن . آب آن از رودخانه . صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیای
شلمکلغتنامه دهخداشلمک . [ ش َ م َ ] (اِ) نام دارویی که شلیم نیز گویند. (ناظم الاطباء). داروی است که چون با گوگرد بر بهق طلا کنند نافع باشد و آنرا شلیم نیز گویند. (انجمن آرا) (آن