شامونهلغتنامه دهخداشامونه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) ده یک من و نیمی . عُشرمن و نیمی . (یادداشت مؤلف ). عشر یک من و نیم .
شلدونلغتنامه دهخداشلدون . [ ش َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سیمکان شهرستان جهرم . سکنه ٔ آن 171 تن . آب آنجا از چشمه . محصول عمده ٔ آنجا غلات ، برنج ، خرمالو و لیمو. صنایع دستی زنان گ
شلفونلغتنامه دهخداشلفون . [ ] (اِخ ) یوسف بن فارس بن یوسف الخوری الشلفون . متوفی بسال 1914 م . از نویسندگان نامی بیروت بود و مقدمات ادبیات عرب را در زادگاه خود فراگرفت و سپس نشر
شلمانلغتنامه دهخداشلمان . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش لنگرود شهرستان لاهیجان . سکنه ٔ آن 2000 تن . آب آن از رودخانه ٔ شلمان رود. محصول عمده ٔ آن برنج ، ابریشم و نی
شلمان رودلغتنامه دهخداشلمان رود. [ ش َ ] (اِخ ) رودخانه ای است که به بحر خزر میریزد و محل صید ماهی می باشد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شلمان شود.
تاریخلغتنامه دهخداتاریخ . (ع مص ، اِ) تأریخ . توریخ . نوشتن کتاب را. (منتهی الارب ). وقت چیزی پدید کردن . و در اصطلاح ، تعیین کردن ْ مدتی را از ابتدای امر عظیم و قدیم مشهور تا ظ