شلمهلغتنامه دهخداشلمه . [ ش َ م ِ ] (اِ) (اصطلاح عامیانه ) در زبان یهودیان ایران بمعنی مزد و پول است . (فرهنگ لغات عامیانه ).
شَلُّمهگویش بختیارینام گیاهى دارویى که کنار چشمهها مىروید و از برگ آن براى درمان دمل و جوش چرکى استفاده مىکنند.
شهملغتنامه دهخداشهم . [ ش َ ] (اِخ ) شهم بن مرة، شاعر محاربی است . (منتهی الارب ) (تاج العروس ). || شهم بن مقدام شیخ است مر ثوری را. (منتهی الارب ). || شهم بن عبداﷲ و شلمةبن شه