شلمزارلغتنامه دهخداشلمزار. [ ش َ ل َ ] (اِ مرکب ) کتیرازار. جایی که در آن کتیرا بسیار است و از این معنی است که قریه ای در چهارمحال اصفهان را بدین نام نامیده اند چه کتیرا در اراضی
شلمزارلغتنامه دهخداشلمزار. [ ش َ ل َ ](اِخ ) دهی از دهستان کسیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد. سکنه ٔ آن 3264 تن . آب آن از قنات و رودخانه و چشمه . صنایع دستی زنان قالیبافی . راه آنجا
جعفرآبادلغتنامه دهخداجعفرآباد. [ ج َ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد در 36هزارگزی باختر بروجن و سه هزارگزی راه شلمزار به شهرکرد و بروجن . جلگه و معتدل ا
چرمهینهلغتنامه دهخداچرمهینه . [ چ َ م َ ن ِ ] (اِخ )دهی کوچک از دهستان گندنان بخش بروجن شهرستان شهرکرد که در 19هزارگزی جنوب باختر بروجن و 2هزارگزی راه شلمزار به بروجن واقع است . کو
دره گرملغتنامه دهخدادره گرم . [ دَرْ رَ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد. واقع در 44هزارگزی شمال باختری بروجن و 4هزارگزی راه شلمزار به بروجن . (از
دزکلغتنامه دهخدادزک . [ دِ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد.واقع در 36هزارگزی شمال غربی بروجن و 15 هزارگزی راه شلمزار به شهر کرد، با 1671 تن سکنه . آ
دستگردلغتنامه دهخدادستگرد. [ دَ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گندمان بروجن شهرستان شهرکرد. واقع در 32هزارگزی باختر بروجن و 4هزارگزی راه شلمزار به بروجن با 644 تن سکنه . آب آن از