شلافهلغتنامه دهخداشلافه . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (ع ص ) شلافة. زن بی شرم و بیحیا. (ناظم الاطباء). زن سلیطه و بیحیا و پررو و وقیح و پرسروصدا. ممکن است بطور مطلق در حق مردان نیز ب
شلافةلغتنامه دهخداشلافة.[ ش َل ْ لا ف َ ] (ع ص ) زن زانیه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن زناکار. (از اقرب الموارد).
شأفةلغتنامه دهخداشأفة. [ ش َءْ ف َ ] (ع اِ) ریش سوختنی که زیر قدم برآید و علاج آن به داغ کنند و اگر ببرند صاحب آن بمیرد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از صحاح اللغة) (دهار)
شأفةلغتنامه دهخداشأفة. [ ش َءْ ف َ ] (ع ص ) رجل شأفة؛ مرد گرامی و دلاور. (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
شلافةلغتنامه دهخداشلافة.[ ش َل ْ لا ف َ ] (ع ص ) زن زانیه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن زناکار. (از اقرب الموارد).
شلافگیلغتنامه دهخداشلافگی . [ ش َل ْ لا ف َ / ف ِ ] (حامص ) بی حیاگری . بی شرمی . بی آزرمی . و بیشتردر زنان گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به شلافه شود.
slitsدیکشنری انگلیسی به فارسیشکافها، شکاف، چاک، روزنه، درز، رخ، بریدگی، غاز، فرجه، چاک دادن، شکافتن، دریدن