شفیقلغتنامه دهخداشفیق . [ ش َ ] (ع ص ) مهربان . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (آنندراج ). دلسوز. رحیم . (فرهنگ فارسی معین ). || نصیحت گر. آزمندبر نصیحت . (منتهی ال
شفیق المؤیدلغتنامه دهخداشفیق المؤید. [ ش َ قُل ْ م ُ ءَی ْ ی ِ ] (اِخ ) شفیق بک بن احمد مؤید عظمی . از پیشتازان نهضت سیاسی سوریه است . وی در سال 1283 هَ . ق . در دمشق دیده بر جهان گش
شفیق منصورلغتنامه دهخداشفیق منصور. [ ش َ م َ ] (اِخ ) از پیشروان و پیشوایان مبارز و صدیق و شایسته ٔ انقلاب در دوره ٔ تسلط انگلیس بر مصر بود. وی درجه ٔ دکتری حقوق و سمت نمایندگی مجلس ر
شفیق یکنلغتنامه دهخداشفیق یکن . [ ش َ ی َ ک َ ] (اِخ ) شفیق «بک »بن منصور «پاشا» ابن احمدیکن . از دانشمندان ریاضی و حقوقدانان نامی بود. وی به سال 1272 هَ . ق . در قاهره پا به عرصه ٔ
شفیقهلغتنامه دهخداشفیقه . [ ش َ ق َ / ق ِ ] (از ع ، ص ) شفیقة. مؤنث شفیق . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شفیق شود.
شفیقیلغتنامه دهخداشفیقی . [ ش َ ] (اِخ ) ابوالحسن محمدبن علی بن ابراهیم شفیقی منقری . وی در رحبه ٔشام به سال 415 هَ . ق . حدیث گفت و ابونصر همزه ٔ بنی محمد همدانی از او روایت دار
شفیق المؤیدلغتنامه دهخداشفیق المؤید. [ ش َ قُل ْ م ُ ءَی ْ ی ِ ] (اِخ ) شفیق بک بن احمد مؤید عظمی . از پیشتازان نهضت سیاسی سوریه است . وی در سال 1283 هَ . ق . در دمشق دیده بر جهان گش
شفیق منصورلغتنامه دهخداشفیق منصور. [ ش َ م َ ] (اِخ ) از پیشروان و پیشوایان مبارز و صدیق و شایسته ٔ انقلاب در دوره ٔ تسلط انگلیس بر مصر بود. وی درجه ٔ دکتری حقوق و سمت نمایندگی مجلس ر
شفیق یکنلغتنامه دهخداشفیق یکن . [ ش َ ی َ ک َ ] (اِخ ) شفیق «بک »بن منصور «پاشا» ابن احمدیکن . از دانشمندان ریاضی و حقوقدانان نامی بود. وی به سال 1272 هَ . ق . در قاهره پا به عرصه ٔ
شفیقهلغتنامه دهخداشفیقه . [ ش َ ق َ / ق ِ ] (از ع ، ص ) شفیقة. مؤنث شفیق . (یادداشت مؤلف ). رجوع به شفیق شود.