شفیرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوزاد برخی جانوران که از نظر ظاهری با موجود بالغ تفاوت دارد و قادر به تولید مثل نیست؛ لارو؛ نوچه؛ کرمینه.
شفیرةلغتنامه دهخداشفیرة. [ ش َ رَ ] (ع ص ) شفیره . زنی که شهوت وی بر کنار شرمش باشد و زود انزال کند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). و رجوع به عروسک شود. || زنی که ب
پنبهلغتنامه دهخداپنبه . [ پَم ْ ب َ / ب ِ ] (ا) گیاهی که از الیاف غوزه ٔ آن ریسمان و پارچه کنند. کرشَف . کُرسُف . کرفُس . کرسوف . قضم . قطب . بِرَس ْ. قُطْن . قُطُن ّ. طُوط. قور
تعصرلغتنامه دهخداتعصر. [ ت َ ع َص ْ ص ُ ] (ع مص ) شیره شدن . (تاج المصادر بیهقی ). فشرده شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). استخراج آب انگور و جز آن . مطاوع تعصیر ا