شعیبیةلغتنامه دهخداشعیبیة. [ ش ُ ع َ بی ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از خوارج عجارده است از یاران شعیب بن محمدو آنان جز در امر قَدَر در سایر بدعتها با فرقه ٔ میمونیه موافقت دارند. (از کشا
شعیبیهلغتنامه دهخداشعیبیه . [ ش ُ ع َ بی ی َ ] (اِخ )دهی از دهستان شاه ولی بخش مرکزی شهرستان شوشتر. جمعیت آن 200 تن . آب آن از رودخانه ٔ دز تأمین میشود. محصول عمده آن غلات . راه
شعیبةلغتنامه دهخداشعیبة. [ ش ُ ع َ ب َ ] (اِخ ) قریه ای است در ساحل بحر از طریق یمن ، و نیز گویند جایگاهی است در بطن الرمة. (از معجم البلدان ). وادیی است . (منتهی الارب ).
شعوبیةلغتنامه دهخداشعوبیة. [ ش ُ بی ی َ ] (اِخ ) شعوبیه . گروه شعوبی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). فرقه ای از مسلمانان که به تحقیر شأن عرب و اهانت بر آنان ای
شعوبیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر دورۀ بنیامیه، گروهی از مسلمانان، بهویژه ایرانیان که قائل به برتری عجم بر عرب بوده و عرب را تحقیر میکردند.
شعیبیهلغتنامه دهخداشعیبیه . [ ش ُ ع َ بی ی َ ] (اِخ )دهی از دهستان شاه ولی بخش مرکزی شهرستان شوشتر. جمعیت آن 200 تن . آب آن از رودخانه ٔ دز تأمین میشود. محصول عمده آن غلات . راه
ایلالغتنامه دهخداایلا. (اِخ ) دهی است از دهستان میان آب (بلوک شعیبیه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز، دارای 150 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ دز و محصول آن غلات است . ساکنین از طایفه ٔ
خضرلغتنامه دهخداخضر. [ خ َ ض َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آب بلوک شعیبیه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهواز. واقع در 48هزارگزی شمال اهواز و 5هزارگزی خاور ایستگاه دز. این دهکده در د
دیو ام الطیورلغتنامه دهخدادیو ام الطیور. [ وِ اُم ْ مُطْ طُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان آب (بلوک شعیبیه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز در 38 هزارگزی شمال خاوری اهواز و 7 هزارگزی خاور ایست
قوریهلغتنامه دهخداقوریه . [ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آب (بلوک شعیبیه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز، سکنه ٔ آن 150 تن . آب آن از چاه شیرین . محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت