دوهرم ششگوشهایhexagonal dipyramidواژههای مصوب فرهنگستاندیسۀ بلوری با دوازده وجه دارای دو هرم ششگوش که در راستای یک صفحۀ آینهای عمود بر محور ششتایه (sixfold) تکرار میشوند متـ . دوهرم ششگوش
ذوزنقهوجهی ششگوشهایhexagonal trapezohedronواژههای مصوب فرهنگستاندیسۀ بلوری دوازدهوجهی با یک محور ششتایه (sixfold) و سه محور دوتایه (twofold) که فاقد صفحۀ آینهای و مرکز تقارن است متـ . ذوزنقهوجهی ششگوش
سامانۀ ششگوشهایhexagonal systemواژههای مصوب فرهنگستان[زمینشناسی] یکی از شش سامانۀ بلوری که با یک محور سهتایه (threefold) یا تقارن ششتایه (sixfold) مشخص میشود متـ . سامانۀ ششگوش [فیزیک] سامانهای بلوری که یکی
منشور ششگوشهایhexagonal prismواژههای مصوب فرهنگستاندیسۀ بلوری دارای شش وجه موازی با محور تقارن و زوایای بینوجهی 60 درجه متـ . منشور ششگوش
هرم ششگوشهایhexagonal pyramidواژههای مصوب فرهنگستاندیسۀ بلوری دارای شش وجه در یک هرم که در آن هر برشِ عرضی عمود بر محور ششتایه (sixfold)، ششگوش است متـ . هرم ششگوش
شش طاقفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخیمۀ بزرگ ششگوشه؛ نوعی خیمه؛ سراپرده؛ ششخان: ◻︎ فلان ششطاق دیبا را برون بر / بزن با طاق این ایوان برابر (نظامی۲: ۲۵۷).