ششصدگویش خلخالاَسکِستانی: šiš sad دِروی: šiš sad شالی: šiš sad کَجَلی: šaš sad کَرنَقی: šiš sad کَرینی: šaš sad کُلوری: šaš sad گیلَوانی: šaš sad لِردی: šaš sad
ششپاوندانHexapodaواژههای مصوب فرهنگستانزیرشاخهای از بندپاتباران که بدنشان از سه قسمت مشخص سر و سینه و شکم تشکیل شده است؛ این جانوران یک جفت شاخک دارند و ضمائم دهانی آنها براساس عادات مختلف غذایی تغی
ششپَرsexagram, hexagramواژههای مصوب فرهنگستانیک شکل هندسی ستارهای که رأسهای آن محل تلاقی امتداد اضلاع یک ششضلعی منتظم است
ششپرهویسانHexactinellida, Hyalospongeaواژههای مصوب فرهنگستانردهای از روزنکتباران که زیستگاهشان غالباً آبهای عمیق است؛ بدن آنها استوانهای یا قیفی است و سوزنههای (spicules) سیلیسی آنها شششاخه با تقارن شعاعی است
شش جهتفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهششسو؛ ششطرف (چپ، راست، پیش، پس، بالا، و پایین). ششجهت عالم: شمال، جنوب، مشرق، مغرب، بالا، و پایین.
ششپَرsexagram, hexagramواژههای مصوب فرهنگستانیک شکل هندسی ستارهای که رأسهای آن محل تلاقی امتداد اضلاع یک ششضلعی منتظم است
ششپرهویسانHexactinellida, Hyalospongeaواژههای مصوب فرهنگستانردهای از روزنکتباران که زیستگاهشان غالباً آبهای عمیق است؛ بدن آنها استوانهای یا قیفی است و سوزنههای (spicules) سیلیسی آنها شششاخه با تقارن شعاعی است