ششهلغتنامه دهخداششه . [ ش َ ش ِ/ ش َ ش َ / ش ِ ش ِ ] (اِ مرکب ) شش روز اول ماه شوال . (ناظم الاطباء). شش روز بعد از عید فطر را گویند. (ازبرهان ) (آنندراج ) (از انجمن آرا). شش ب
ششهفرهنگ انتشارات معین(شَ شَ یا ش ش ) (اِمر.) شش روز بعد از عید رمضان ، که روزه داشتن در آن شش روز سنت است .
الاطاقلغتنامه دهخداالاطاق . [ اَ ] (اِخ ) حمداﷲ مستوفی در ذکر مواضع ولایت ارمن آن را یادکرده و نویسد: علفزار بسیار نیکو است و آبهای فراوان و شکارگاههای بسیار دارد و ارغون خان مغول
جرنوئیهلغتنامه دهخداجرنوئیه .[ ج َ ئی ی َ / ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوغر ازبخش بافت شهرستان سیرجان . این ده در سی و ششهزارگزی شمال باختری بافت در سراه مالرو گوغر به چهارطاق
خان ملکلغتنامه دهخداخان ملک . [ م َ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل ، واقع در ششهزار گزی شمال خاوری بنجار و یکهزار گزی راه مالرو ده دوست محمد بزابل . ناحیه ای است و
خانمیرلغتنامه دهخداخانمیر. (اِخ ) دهی است از دهستان دره کوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. واقع در 15 هزارگزی خاوری چقلوندی و ششهزار گزی جنوب راه شوسه ٔ خرم آباد به چقلوندی . ناحیه
ده ملالغتنامه دهخداده ملا. [ دِه ْ م ُل ْ لا ] (اِخ ) نام نهری است . این نهر به امر رضاشاه از سرآب صالحک تا ده ملا بیش از سی و ششهزار گز امتداد یافت و جمله آبادیهای اطراف که دیم ک