شرکالغتنامه دهخداشرکا. [ ش ُ رَ ] (ع اِ) شرکاء. شریکها و انبازها و همدستان . (ناظم الاطباء). رجوع به شرکاء و شریک شود.
شرکاcompany 1واژههای مصوب فرهنگستاناشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه، نام آنها در عنوان بنگاه درج نمیشود
شرکاءلغتنامه دهخداشرکاء. [ ش ُ رَ ] (ع اِ)شرکا. ج ِ شَریک . (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 61) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). ج ِ شریک . آنان که
قرارگیری کامشیsex positionواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که شرکای جنسی در حین نزدیکی یا سایر فعالیتهای جنسی ممکن است انتخاب کنند متـ . قرارگیری قرارگیری جماعی coital position