شرودرلغتنامه دهخداشرودر. [ ش ِ رُ دِ ] (اِخ ) اریک شرودر. معمار و عتیقه شناس نامی آمریکایی . رجوع به تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 571 شود.
شروردیکشنری فارسی به انگلیسیbaleful, foul, iniquitous, mean, mischievous, outlaw, sinister, villain, wicked
شرادرلغتنامه دهخداشرادر. [ ش ِ دِ ] (اِخ ) آسورشناس معروف آلمانی است که به راهنمائی او تمام کتیبه ها و خطوط میخی آسوری ترجمه شده است . (تاریخ ایران باستان ج 1 ص 60).