شروانشاهانلغتنامه دهخداشروانشاهان . [ ش َرْ ] (اِخ ) سلسله هایی که در شروان [ شهری در قففاز ] و حوالی آن حکومت و سلطنت کرده اند. از این قرار:سلسه ٔ اول - حکام عرب شروان . افراد آن از
شروانشاهلغتنامه دهخداشروانشاه . [ ش َرْ ] (اِخ ) لقب عام ملوک شروان . (آثار الباقیة). لقب پادشاهان شروان [ به اران ] که آنان را لیزان شاه و خرسان شاه نیز می خوانده اند. (از حدود الع
یزیدلغتنامه دهخدایزید. [ ی َ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد سلسله ٔ شروانشاهان است که محمود پسر او در سنه ٔ 332 شروانشاه بوده و مؤلف مروج الذهب مسعودی معاصر با وی بوده و از او نام ب
فخرالدینلغتنامه دهخدافخرالدین . [ ف َ رُدْ دی ] (اِخ ) منوچهر شروانشاه . از شروانشاهان و یکی از ممدوحان خاقانی شروانی است . رجوع به شروانشاهان شود.
منوچهرلغتنامه دهخدامنوچهر. [ م َ چ ِ ] (اِخ ) ابن افرویدن یا منوچهر ثانی که معروفترین شروانشاهان است . او علاوه بر لقب شروانشاه عنوان خاقان کبیر یا خاقان اکبر هم داشت و تخلص خاقان
ایرانشاهلغتنامه دهخداایرانشاه . (اِخ )محمدبن یزید که خود را از اعقاب ساسانیان میدانست . در اوایل قرن چهارم هجری سرزمین شروان را بتصرف درآورد و عنوان شروانشاه یافت و بدین ترتیب مؤسس
فلکیلغتنامه دهخدافلکی . [ ف َ ل َ ] (اِخ ) شروانی ، نجم الدین (یا افصح الدین ) ابوالنظام محمد فلکی شروانی . از شاعران بزرگ اواخر قرن ششم هجری است . مولدش شهر شماخی ، مستقر شروان