شرعبةلغتنامه دهخداشرعبة. [ ش َ ع َ ب َ ] (ع مص ) شرعب الادیم شرعبة؛ برید پوست را به درازا. (منتهی الارب ) (از آنندراج ).
شعبه ٔ محمد قلیخان و نجفقلیخانلغتنامه دهخداشعبه ٔ محمد قلیخان و نجفقلیخان . [ ش ُ ب ِ ی ِ م ُ ح َم ْ م َ ق ُ ن ُ ن َ ج َ ق ُ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بیرانوند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 67).
بریدنلغتنامه دهخدابریدن . [ ب ُ دَ / ب ُرْ ری دَ ] (مص ) قطع کردن . (آنندراج ).جدا کردن . (ناظم الاطباء). جدا کردن با آلتی برنده چون کارد و غیره . (یادداشت دهخدا). اًبتات . اًترا
شعبه ٔ محمد قلیخان و نجفقلیخانلغتنامه دهخداشعبه ٔ محمد قلیخان و نجفقلیخان . [ ش ُ ب ِ ی ِ م ُ ح َم ْ م َ ق ُ ن ُ ن َ ج َ ق ُ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بیرانوند. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 67).