شرحیلغتنامه دهخداشرحی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب است به شرحه که بطنی است از بنی اسامة. (از انساب سمعانی ).
تعلیقهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشرحی که در حاشیۀ کتاب یا نامه نوشته شود؛ آنچه بر حاشیه کتاب بنویسند.
شرح تشخیصیdiagnostic characterization, diagnosis 2واژههای مصوب فرهنگستانشرحی کوتاه از صفات شاخص یک آرایه بهنحویکه از دیگر آرایهها متمایز شود
ذات فلسلغتنامه دهخداذات فلس . [ ] ( ) این صورت با شرحی در المرصع ابن الاثیر آمده است و این نسخه چون خطی و منحصر است تکمیل آن میسر نشد. رجوع به فلس در معجم یاقوت شود.