شرایینلغتنامه دهخداشرایین . [ ش َ ] (ع اِ) ج ِ شریان . به دو «یاء» است ولی بعضی ها «یاء» اول را به همزه تبدیل کنند و شرائین گویند و آن برخلاف زبان عربی است و همچنین است استعمال مع
شرائینلغتنامه دهخداشرائین . [ ش َ ] (ع اِ) شرایین . ج ِ شریان . رگهای جهنده . (منتهی الارب ). عروق ضوارب را گویند. (یادداشت مؤلف ). سرخ رگها.
سختسرخرگی اکلیلیcoronary arteriosclerosisواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سختسرخرگی که سرخرگهای اکلیلی را مبتلا میکند متـ . تصلب شرایین اکلیلی
سختسرخرگی پیرانهsenile arteriosclerosisواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سختسرخرگی که در سن پیری رخ میدهد متـ . تصلب شرایین پیرانه
سختسرخرگی مغزیcerebral arteriosclerosisواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سختسرخرگی که سرخرگهای مغز را مبتلا میکند متـ . تصلب شرایین مغزی
آنورسمالغتنامه دهخداآنورسما. [ ن ُ رُ ] (از یونانی ، اِ) (از یونانی آن رُوسما، اتّساع ) بیماری اتّساع شرایین یا قلب .